
جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر
رودها با یكدگر پیوست كمكم سیل شد
موج مىزد سیل مردم مثل دریا در غدیر
هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم»
وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر
با وجود فیض« اتممت علیكم نعمتى»
از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر
بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت
آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر
بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست
گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر
« بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست
شیعه جوشیده ست از آن تاریخ آنجا در غدیر
گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت
مىتوان انكار دریا كرد حتى در غدیر
باغبان وحى مىدانست از روز نخست
عمر كوتاهى ست در لبخند گل ها در غدیر
دیدهها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند
این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟
دل درون سینهها در تاب و تب بود اى دریغ
كس نمىداند چه حالى داشت زهرا در غدیر
"محمد جواد غفورزاده" (شفق)
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 21:19 موضوع | لينک ثابت

واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز میگشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه میكردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روزهیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدی های نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر میبندم, آنگاه میافزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت هاو شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه یك سخن میگویند خدا و پیامبر داناترند.
رسول گرامیمیفرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارترنیستم و همگان یك صدا جواب میدهند كه چرا چنین است آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم.ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.
مرحوم علامه امینى در كتاب الغدیر خودنام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر,.
در میان تابعین 84 نفر,
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر,
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر,
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر,
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر,
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر,
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر,
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر,
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر,
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر,
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر,
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر,
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر
حدیث غدیر در كتب معتبر اهل سنت از جمله در كتاب «مُسند»امام احمد حنبل,در «سنن» تِرمَذى, «مُسند احمد» و در «مُستَدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نیشابورى به مضامین مختلف ذكر شده است.
هیجدهم ذی الحجه روزغدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند دانشمندان لغت و زبانشناسی عید را از مشتقات ماده"ع و د" به معنای بازگشت میدانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی میدارند حیاتی كه در هجوم خزان به سردی میگراید و دربیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش میرود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمیبزرگداشتِ بازگشتِ حیاتِ معنویِ انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی استكه وی به خویشتن باز گردد و گمشدهاش را دریابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمیبعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصیهای وجودش را ذوب میكند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامیبازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خوبشتن است.و هم از طرف شرع مشخص شده است.غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است.علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمردهاند اشاره میشود:فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل میكند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند«یوم غدیرخم افضل اعیاد امتی» روز غدیر بزرگترین عید امت من است. حسن بن راشد میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلتتر است. گفتم: كدام روز است؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم. عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... فرمودند: انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب میكردند امر میكردند كه آن روز را جشن بگیرند وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه میشود در مییابیم كه پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت كردهاند امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا میداشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی ازپیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام میرفتند.و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا میفرمود.لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ وشاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است كه به برخی از آنان اشاره میشود
همانگونه كه پیامبر اكرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بیعت كنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدید آن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است كه به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عید غدیر شادی بخشترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذی حجة خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم كه فرمود حقا كه روز غدیر روز عید فرح و سرور است در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند:
در روز عید غدیر اظهار فرح وشادمانی كنیدو برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامیاست و در روز عید غدیر به آن تاكید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند روز عید غدیر هنگامیكه یكدیگر را ملاقات میكنید با هم مصافحه كنید.
ذكر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است:
«الحمدُ للهِ الذی جَعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّكِینَ بِوِلایَتِ اَمیرِالمُؤمِنین وَ الاَئِمَّةِ عَلَیهِمُ السلام»
سپاس خدای را كه ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اكرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات كه خطاب به پیامبر میخوانیم «السلام علیك و علی اخیك علی بن ابیطالب علیه السلام» یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد كه در مفاتیح الجنان آمده است
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاكید بیشتری شده است در سیره امام حسن علیه السلام است كه ایشان روز عید غدیر مهمانی میداد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شركت میكرد
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاكید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نكته سفارش بیشتری شده است امام صادق علیه السلام میفرماید از كارهایی كه در روز عید غدیر مستحب استصله رحم است
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است كه اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است. و ائمه آن را از چند طواف برتر میدانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند
كسی كه مومنان را در روز غدیر تكفل كند نزد خدای متعال من ضامنش هستم كه از كافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاكیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل میشود و بانظافت طهارت ظاهری.
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی كه پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب كرد بجاست در مراكز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش كردهاند كه به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشكیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا میداشتند .
روزه و دعا از اعمالی است كه در همه اعیاد مورد سفارش و تاكید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد گوید از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 21:17 موضوع | لينک ثابت
نبوت و ولایت![]() | |
مهر تابان ولایت شد نمایان در غدیر | |
باز بخشید این بشارت، خلق را جان در غدیر | |
خوان و احسان و كرم گسترد یزدان تا كند | |
عالمى را بر سر این سفره مهمان در غدیر | |
از طواف كعبه امروز آن كه بر گردد، یقین | |
حج او مقرون بود با عهد و پیمان در غدیر | |
وه! چه غوغایى است در آن سرزمین از جوش خلق! | |
موج انسان بین، بیابان در بیابان در غدیر! | |
از جهاز اشتران شد منبرى آراسته | |
باشكوهى برتر از تخت سلیمان در غدیر | |
بر سر دست نبى تهلیل گویان، مرتضى | |
اشك شوق از دیده مىبارد چو باران در غدیر | |
اقتران مهر و مه دارد تماشا، نى عجب | |
گر شود جبرئیل هم آیینه گردان در غدیر | |
دل درون سینه طغیان كرد و هوش از سر پرید | |
تا طنین انداز شد آیات قرآن در غدیر | |
سینه پاك پیمبر گشت سر شار از شعف | |
آیه "بلغ" چو نازل شد ز یزدان در غدیر | |
تا ز "اكملت لكم" پر شد فضا، جبریل گفت: | |
با خود آوردم پیام از حى سبحان در غدیر | |
مصطفى تا مرتضى را همچو جان دربر گرفت | |
یوسفش را كرد پیدا، پیر كنعان در غدیر | |
تا على شد جانشین خاتم پیغمبران | |
آشكارا شد همه اسرار پنهان در غدیر | |
"هر كه من مولاى اویم این على مولاى اوست" | |
این ندا پیچید در گوش بزرگان در غدیر | |
خاطر اهل ولا زین گفته شد امیدوار | |
نا امید از رحمت حق گشت شیطان در غدیر | |
تا جهان را از عدالت پر كند همچون نبى | |
مرتضى بگرفت از او، منشور و پیمان در غدیر | |
از نبوت د رجهان، اسلام اگر شد منتشر | |
شد ولایت دین یزدان را نگهبان در غدیر | |
در حقیقت شد مسلمان هر كه با اخلاص داد | |
دست بیعت با على، مانند سلمان در غدیر | |
گر به صدق و راستى آید سوى این آبگیر | |
هر خطا كارى شود پاكیزه دامان در غدیر | |
شد جهان روشن ز انوار امیرالمؤمنین | |
چلچراغ عشق و ایمان شد فروزان در غدیر | |
"سرویا"! شكر خدا در موسم "حج وداع" | |
دین حق رونق گرفت و یافت سامان در غدیر | |
| قاسم سرویها (سروى) |
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 21:15 موضوع | لينک ثابت

جهان امروزی، جهان اختلاف و نزاع و درگیری بین انسان هاست. از همین رو باید با پیدا کردن اشتراکات جهانی و تمرکز بر روی آن، قدری از التهابات کاست.
یکی از اشتراکات مهم بین بسیاری از انسان ها، دین دار بود آن هاست. امروزه بسیاری از انسانها را پیروان ادیان الهی تشکیل میدهند. در میان ادیان آسمانی، اسلام، مسیحیت و یهودیت، ادیانی ابراهیمی هستند و انعکاس مقام والای توحیدی حضرت ابراهیم (علیه السلام) را میتوان به وفور در قرآن و حتی تورات و انجیل هم مشاهده کرد. لذا ما میتوانیم حضرت ابراهیم (علیه السلام)را پدر مشترک و مرکز تجلیگاه دین الهی و وسیله ی نزدیکی و اتحاد با یکدیگر قرار دهیم.
به عنوان نمونه، خداوند در قرآن کریم درباره ی ایشان میفرماید:
"(به یاد آورید) زمانی که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمایش فرمود و او از عهده ی همه ی آنها بر آمد، خداوند فرمود من تو را برای مردم امام قرار دادم ..."(البقرة/124)
همچنین در تورات آمده:
"...و خداوند به ابراهیم چنین گفت: پیمان من با تو این است که پدر جمهور امت ها(2) بوده باشی ..."
و همچنین در انجیل حضرت عیسی (علیه السلام)خطاب به قوم خود میفرماید: "... پدر شما ابراهیم با دیدن دوران من خوشحال شد ..."
لذا اگر ما پیروان ادیان آسمانی بتوانیم در شخصیت و دین فطری و الهی که به وسیله ی حضرت ابراهیم (علیه السلام)مطرح شده است، تفاهم به وجود آوریم، قطعا میتوانیم با یکدیگر همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشیم.
به طور مثالی عملی برای بهره گیری از این اشتراک و همزیستی مسالمت آمیز، قرآن کریم درباره ی آن حضرت میفرماید: "او انسانی کاملا راستگو و راست کردار بود."(مریم/41)
از این توصیف، ما میتوانیم این قضیه را به عنوان قانون و اصل مشترک دینی خودمان بپذیریم که همگی باید راستگو و راست کردار باشیم.
اما مگر ابراهیم خلیل پروردگار، چه کرده بود که چنین جایگاهی در تاریخ بشریت پیدا کرد؟! باز هم در این زمینه با مراجعه به کتب آسمانی و تاریخ متوجه میشویم ایشان در طول حیات خویش بارها مورد آزمایشهای گوناگون الهی قرار گرفت و از همگی آنها سربلند بیرون آمد. یکی از آن آزمایشهای عظیم الهی که ابراهیم خلیل الرحمان از عهده ی آن هم برآمد و به مقام امامت نایل گشت، ذبح جگرگوشه ی خویش، یعنی اسماعیل (علیه السلام)بود. اعطای اسماعیل (علیه السلام)به ابراهیم (علیه السلام)از طرف خدا خود آزمایش دیگری بود که در سن پیری به آن حضرت عطا شده بود. اما با وجود این و علیرغم علاقه ی شدید ابراهیم (علیه السلام)به اسماعیل (علیه السلام)، او لحظهای در اجرای فرمان پروردگار خویش درنگ نکرد. ولی تقدیر خداوند، غیر از این بود و چاقوی اطاعت الهی گلوی اسماعیل را ندرید.
باری از آن هنگام، این روز از طرف خدا برای همگان عید اعلام شد. عید قربان، عید اطاعت محض بنده در برابر مولای خویش است. بنابراین فقط مختص ما مسلمانان نیست. زیرا همه بنده ی اوییم و او مولای همه ی ما و ابراهیم (علیه السلام)هم از جانب او محل اشتراک و پدر ماست. پس همه ی عالمیان باید جشن قربان بر پا کنند ...
برگرفته از:
تکاپوی اندیشهها (جلد 1)"، تألیف: مرحوم علامه محمد تقی جعفری (با تلخیص و اضافات)
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 17:10 موضوع | لينک ثابت

از مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی بهلول رحمة الله علیه؛ پرسیدند: كه چه وقت میشود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟ فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی كه بین شما و حضرت صاحب الامر عجل اللله تعالی فرجه الشریف؛ سنخیّت باشد. سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحیفداه، مهم نیست، مهم این است كه او ما را ببیند. خیلیها هم علی علیهالسلام را دیدند اما دشمن او شدند. اگر كاری كردیم كه نظر آنها را جلب كنیم، آن ارزش دارد. آیة الله امجد در مورد مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی بهلول فرمودند:
ایشان یك انسان وارستهای است، توكل عجیبی دارد، او یك انسان عتیقه است، چرا كه عتیقهجات، معمولاً كمیاب و قیمتی هستند، او هم كمیاب است و هم قیمتی.
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 17:6 موضوع | لينک ثابت

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مىرسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حجگزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مىكند تا سبكبال شود.
صداي پاي عيد ميآيد. عيد قربان عيد پاكترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دلهايي است كه به قرب الهي رسيدهاند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.
... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آوردهاي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ املاكت؟ ... ؟
اين را تو خود ميداني، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب كني، من فقط ميتوانم " نشانيها "يش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف ميكند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" ميخواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد ميافكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگياش نميگذارد تا "پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف كني، آنچه ترا به "فرار" ميخواند، آنچه ترا به توجيه و تاويلهاي مصلحت جويانه ميكشاند، و عشق به او، كور و كرت ميكند، ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي"ات، ترا بازيچه ابليس ميسازد.
در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگيات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود ميآيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست ميدهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!
کانون فرهنگی علمدار روستای زیارت فرا رسيدن عيد سعيد قربان ،
عيد تقرب به حضرت حق ، اظهار تسليم و بندگی وپيروی از سنت ابراهيمی
را به همه موحدين تبريک و تهنيت عرض مي نمايد.
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 16:55 موضوع | لينک ثابت
سرّ عرفه و عرفات چیست؟
عرفات نام جایگاهی است که حاجیان در
روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف میکنند و به دعا و نیایش می
پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مکه مکرمه باز میگردند و وجه
تسمیه آن را چنین گفته اند که جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به
ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری،
لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفتهاند سبب آن این است که مردم از این
جایگاه به گناه خود اعتراف میکنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می
دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی «عرف» صبر
و شکیبایی و تحمل است. (1)
حضرت آدم(ع) در عرفات فَتَلَقی آدَمُ مِنْ
رَبِّه کَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از
پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه
او را پذیرفت، چه او توبهپذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق علیه السلام، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه میکنی ای آدم؟
ـ چگونه میتوانم گریه نکنم در حالی که خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه کن و به سوی او باز گرد.
ـ چگونه توبه کنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع کرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد، این کلمات عبارت بودند از:
سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک؛ خداوندا با ستایشت تو را تسبیح میگویم.
لا الهَ الاّ اَنْتْ؛ جز تو خدایی نیست.
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ کار بد کردم و به خود ظلم نمودم.
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ به گناه خود اعتراف میکنم، مرا ببخش.
اِنَّکَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ؛ تو مرا ببخش که تو بخشنده مهربانی.
آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک میریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت.
حضرت ابراهیم(ع) در عرفات
پیامبر اکرم در عرفات
دامنه کوه عرفات در زمان صدر اسلام کلاس صحرایی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر نازل شد و پیغمبر این سوره را که از جامعترین سورههای قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها میباشد، و قوانین و احکام کلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و بنا بر قول مشهور میان محدثان، پیامبر در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شکوه حجاج بیان داشت: ... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم. شما به زودی به سوی خدا باز میگردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه میکنم هر کس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش میکنم که به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شدهاند.
... من در میان شما دو چیز به یادگار میگذارم که اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمیشوید، یکی کتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر این که آن را به طیب خاطر به دست آورده باشد.
صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین علیه السلامحضرت سیدالشهدا، امام حسین علیه السلام نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمههای خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن «کوه رحمت» نهادند و در سمت چپ کوه رو به کعبه، همایشی تشکیل دادند، که موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلکه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزکیه و خودسازی بود و فهرست مطالب آن عبارت بودند از:
1ـ شناخت خدا و صفات الهی.
2ـ شناخت خود یا خودشناسی.
3ـ شناخت جهان.
4ـ شناخت آخرت.
5ـ شناخت پیامبران.
6ـ خودسازی با صفات الهی.
7ـ پرورش نفس با کمالات الهی.
8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان.
9ـ دور کردن صفات نکوهیده از خود با تسبیح پروردگار.
10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا.
11ـ شناخت و درخواست بهترین مسئلتها.
12ـ تبدیل خودپرستی نفس به خداپرستی.
13ـ تبدیل خود برتربینی نفس به تواضع و فروتنی.
14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیرخواهی.
15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.
وقوف در مشعر، رفتن به منی برای رمی جمرات و قربانی کردن برخی از اعمال دیگری است که زائران باید در روزهای آینده انجام دهند. طبق تقویم عربستان جمعه این هفته عید قربان است و در آن روز زائران از حالت احرام خارج خواهند شد.
در صحرای عرفات، جبرئیل، پیک وحی الهی، مناسک حج را به حضرت ابراهیم(ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم(ع) در برابر او میفرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 22:2 موضوع | لينک ثابت
از امام باقر علیه السلام
در کلیه زمینه های علمی، فقهی، کلامی، تاریخی و تفسیری، روایات فراوانی به
دست ما رسیده است؛ از جمله آنها روایات و جملات آموزنده و پندآمیزی است که
به بعضی از آنها اشاره میشود:
1- با منافق، به زبان بساز و محبت بی شائبه ات را نثار مؤمن کن، و اگر حتی با یک یهودی همنشین شدی با او خوشرفتاری کن.

2- مروت و جوانمردی این است که طمع نکنی، و الا خوار می گردی، و بخل نورزی، و الا ناسزا می شنوی، و نادانی نکنی، و الا سرکوب میشوی.
3- سه چیز از مکارم دنیا و آخرت است: بخشیدن کسی که به تو ظلم کرده،
بخشش به کسی که با تو قطع رابطه کرده، و بردباری با کسی که با تو رفتار
جاهلانهای داشته است.
4- هر کس از کمک به برادر مسلمانش سر باز زند، گناه خواهد کرد و مجبور
خواهد شد به کس دیگری کمک کند که دیگر اجری برایش نخواهد داشت. و هر کس از
انفاق در رضای خدا بخل بورزد، مجبور خواهد شد پول بیشتری را در راهی
پرداخت کند که خشم خدا را بر میانگیزد.
5- هر کس برای خود نصیحت کننده ای از درون خود قرار ندهد، پند و موعظه دیگران، او را سود نبخشد.
6- عالمی که از علمش بهره می گیرد، از هفتاد عابد برتر است.
7- خود فریبی این است که شخص، در مردم آنچه را که از دیدنش در خود کور
است ببیند، یا در مردم عیبهایی را بجوید که خود، از ترکشان ناتوان است.
8-زبان، کلید هر خیر و شری است. پس سزاوار است مؤمن زبانش را محفوظ بدارد، همانگونه که سیم و زر را حفظ میکنند. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم
فرمود:«خداوند رحمت کند مؤمنی را که زبانش را از هر شری باز دارد، که این
به صدقه ای به خودش شبیه است.» سپس فرمود هرکس زبانش را محبوس کند، از
گناه سالم میماند.
9- به مردم بهترین کلامی را که دوست دارید به شما بگویند بگویید.
10- سلاح افراد پست، کلام زشت است.
11- ای طالب بهشت! چه طولانی است خوابت و چه کند است مرکبت و چه سست است همّتت!
12- به خدا قسم شیعه
کسی است که تقوای خدا را پیشه کند و از او اطاعت نماید. شیعیان را از روی
تواضع و خشوع و ادای امانت و کثرت ذکر خدا و نماز و روزه و نیکی به پدر و
مادر و همسایگان و فقرا و ورشکسته گان و ایتام و راستگویی و تلاوت قرآن و
حفظ زبان باید شناخت. آنان مورد اطمینان قوم خود هستند... هرگاه غضب کنند
ظلم روا نمیدارند و چون راضی باشند، اسراف نمیکنند.
منابع:
بحار الانوار، ج 78، باب 22، صفحات 162 تا 190.
مراجعه شود به:
رفتار نیکوی امام باقر علیه السلام
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:46 موضوع | لينک ثابت
امام باقر علیه السلام با بیشتر حاکمان زمان خود مناظره کرد و در همه
آنها ولایت امیرالمؤمنین را اثبات فرمود؛ از جمله با هشام بن
عبدالملک که در
بعضی از آن مجالس، رنگ صورت هشام تغییر میکرد. هشام کینه امام را به دل گرفته بود
تا بالاخره به ابراهیم بن ولید دستور داد به امام سم کشندهای بدهد.
امام باقر علیه السلام با خوردن آن سم به بستر بیماری افتاد و طولی
نکشید که به عالم بقاء شتافت.
امام صادق علیه السلام فرمود:« روزی که پدرم امام باقر از دنیا رفت، من در کنارش بودم. پدرم وصایای
خود را در مورد غسل و کفن و تدفین به من فرمود. من گفتم: « پدرجان! به خدا
امروز حال شما بهتر از روزهای بیماری شماست و من اثری از وفات در شما نمیبینم.»
پدرم فرمود:« پسرم! مگر نشنیدی که پدرم، امام سجاد، هماکنون
مرا از پشت دیوار صدا کرد و فرمود: « ای محمد! بیا و عجله کن!» سپس شربتی به من داد و فرمود:« آن را بخور!» وقتی آن را نوشیدم، مرا
بشارت داد به لقای حق تعالی.»
هشام بن سالم می گوید:« امام باقر علیه السلام در شب شهادتش فرمود:« امشب
همان شبی است که به من وعده داده شده.» سپس به ظرف آب وضو که کنار دستش بود، اشاره
کرد و فرمود:« آن را به دور بریزید.» ما گمان کردیم این سخن از روی شدت تب است ولی
بعد دیدیم موشی در آن آب افتاده است.»
بعد از شهادت امام باقر علیه السلام هر شب در اتاقی که در آن وفات
یافته بود، چراغ میافروختند.
امام صادق علیه السلام فرمود:« شخصی که فرسنگها از مدینه دور بود،
در خواب دید که به او میگویند:« برخیز و برو بر امام باقر علیه السلام نماز
بخوان! ملائکه الهی او را در بقیع غسل میدهند.»
و آن مرد بلند شد و آمد دید امام باقر علیه السلام وفات یافته است.
منابع:
بحار الانوار، ج 46، صفحات 213 و 214.
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:35 موضوع | لينک ثابت
جنایت، جنایت است اما چه دردناک است که مرگ یک انسان را فاجعه بخوانند و مرگ صدها تن را یک آمار!
این
روزها وقتی از یمن سخن میرود از اسلحه، جنگ قدرت همسایگان، بمباران
هوایی، نشستهای پنهانی پشت درهای بسته و آمار کشتهها سخن میرود و
فراموش میکنیم کشتهها آمار نیستند و این مرگهای دسته جمعی فجایعی
انسانی است که هربار و صدباره در گوشه گوشه جهان تکرار میشوند.
در
خبرها آمد که اردن نیز به جمع عربستان پیوست تا دولت یمن در سرکوب شیعیان
کشورش تنها نباشد. خواندیم ریاض مسیرهای آبی منطقه ساحلی «دریای سرخ» در
شمال یمن را مسدود کرده و هدف از این محاصره دریایی را جلوگیری از انتقال
سلاح به جنگجویان ضددولتی عنوان کرده. خواندیم، ایران خواستار توقف دخالت
دولتهای دیگر در امور داخلی یمن شد و باز هم آب از آب تکان نخورد،
خواندیم که آیتالله جنتی، خطیب جمعه تهران نسبت به بمباران هوایی عربستان
در این منطقه هشدار داد و خواندیم و خواندیم و خواهیم خواند... که هنوز هم
مرگ کودکان و زنان و غیرنظامیان، آمار تلقی میشود.
نه تصاویر آوارگانی که این روزها به صدها هزار تن میرسد تکانمان میدهد و نه اجساد بی سر کودکان یمن آزرده خاطرمان میکند.
آمار، آمار است؛ اعداد بیگناهانیاند که به سادگی زیر شکنجه اعتراف میکنند.
نوشته شده توسط کانون فرهنگی علمدار زیارت در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 1:46 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ
با سلام............. این وبلاگ توسط چند تن از جوانان متدین که تحت عنوان کانون فرهنگی علمدار در روستای زیارت از توابع شهر گرگان مرکز استان گلستان فعالیت می کنند راه اندازی شده است.
اي ماه بنيهاشم خورشيد لقا عباس
اي نور دل حيدر، شمع شهدا عباس
از دست غم دوران من رو به تو آوردم
دست من بيكس گير از بهر خدا عباس
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
ساير امکانات
POWERED BY